ارتباط با مدیر کل


 


 

 

 
بيشتر
اخبار
1399/3/21 چهارشنبه نگاهی جدید به کتاب کلبه عمو تام، نوشته هریت بیجر استو؛ رمان ضد تبعیض نژادی تمام عیار
نگاهی به تاریخ رمان و بزرگان داستان نویسی نشان می‌دهد که موفق ترین و ماندگارترین داستان نویس‌ها کسانی بودند که نبض زمانه خودشان را تشخیص دادند و سیر حرکات و جریان‌های زمان را درک کردند. آثار این نویسنده‌ها هنوز هم پس از گذشت دو یا سه قرن خواندنی است و کارهایشان برای جامعه امروزی شفا بخش است. یکی از مهم ترین رمان ها که در ژانر رمان رسالتی یا اجتماعی نامیده می‌شود. رمان "کلبه عمو تام نوشته هریت بیجر استو" است.
قرار دادن «کلبه عمو تام» در قالب رمان اجتماعی به دلیل است که مطابق این تعریف، رمان اجتماعی رمانی است که بر تاثیر شرایط اجتماعی و اقتصادی یک دوره بر شخصیت ها و وقایع اصلی داستان تاکید می‌کند. این نوع داستان به صراحت یا به طور ضمنی با خود نگرشی دارد که اصلاحات سیاسی یا اجتماعی را پیشنهاد می‌کند. (حمید عبداللهیان، رمان و آرمان، فراز و فرود رمان اجتماعی در ایران، ص 23). و کلبه عمو تام در زمان خودش دقیقا کاری فراتر از یک رمان را به انجام رساند با نویسنده‌ای گمنام که تاریخ ساز شد.
"هریت بیچر استو"، دختر کشیشی پروتستان بود و در محیطی به شدت اخلاق گرا رشد کرد. از نزدیک شاهد شرایط سخت زندگی کارگران سیاه‌پوست در مزارع جنوب آمریکا بود. او بعدها با کشیشی ازدواج کرد و به عنوان زنی خانه دار و مادر زندگی معمولی داشت تا اینکه در خانه‌اش با کشیشی سیاه‌پوست به نام جوزیا هنسن آشنا شد. جوزیا یک برده و برده‌زاده سیاه بود که زندگی سختی را پشت سر گذاشته و با جان و دل برای اربابش کار کرده بود؛ اما در مقابل خشونت و بی رحمی اعمال شده بر او طاقت نیاورده و گریخته بود. این برده با تحمل سختی بسیار خودش را به کانادا رسانده، در آن‌جا تحت حمایت یک کشیش قرار گرفته و کشیش شده بود. شرح زندگی جوزیا، هریت گوشه گیر را وادار کرد تا دست به قلم ببرد و به این ترتیب،کلبه عمو تام نوشته شد. (حسن شهباز، سیری در بزرگ‌ترین کتاب‌های جهان، ص 383) این‌کتاب ابتدا به صورت پانوشت و در سال‌های 1852 به شکل کتاب چاپ شد.
عمو تام، برده سیاهپوست، در ایالت کنتاکی در خانواده شلبی به دنیا آمد و رشد کرد. از جان و دل برای اربابش کار کرد و معتمد صاحبش بود تا حدی که اربابش یک بار پانصد دلار به او سپرد. شلبی مجبور شد در مقابل بدهی‌اش "تام" را به خانواده هالی بدهد. یک برده زن و فرزند هشت ساله اش هم با او به هالی واگذار شدند. زن گریخته و در سرمای زمستان به طرف کانادا حرکت کرد. بارها تا آستانه مرگ رفته و سرانجام با به خطر انداختن جانش توانست از تعقیب ماموران بگریزد و فرزندش را به کانادا برساند؛ اما تام که تسلیم بود با همسرش وادع کرد و با هالی به جنوب رفت. در نتیجه تام را به زنجیر کشیدند، ولی با رفتارش توانست صداقت خود را ثابت کند. چرا که جان دختربچه‌ای را نجات داد و پدر دختر او را به بهای گزافی از هالی خرید. تام در خانه جدید به عنوان کالسکه‌چی خدمت کرد. پس از مدتی ارباب جدید مرد و برده‌ها را فروختند. ارباب جدید آدمی بدخلق بود که برده‌هایش را تا حد مرگ شلاق می‌زد. خانواده شلبی مبلغی جمع کردند و برای بازخرید تام آمدند؛ اما وقتی رسیدند، تام زیر شکنجه‌ها در حال مرگ بود.
این اثر موج شدیدی از احساسات را برانگیخت و خوراکی مناسب برای جنبش‌های ضد بردگی ایجاد کرد. نویسنده یک شبه مشهورترین نویسنده آمریکا و جهان شد. در کمتر از پنج سال، نیم میلیون نسخه از آن در آمریکا به فروش رفت. رمان در همان زمان به 23 زبان ترجمه و منتشر شد و مردم جهان میلیون‌ها نسخه از آن را خریدند. نمایش نامه‌های فراوانی بر اساس آن ساخته و اجرا شد. نویسنده به اروپا رفت و در آن‌جا از او استقبال شدید کردند. منتقدان، کتاب را « هیجان انگیزترین واقعه در جهان داستان نویسی» دانسته اند. این کتاب در شرایطی منتشر شد که فضای سیاسی آمریکا ملتهب بود. شش ایالت جنوبی آمریکا که بزرگ‌ترین مزارع پنبه در آن بود و بیشترین نیاز به برده را داشتند، با تشکیل نوعی حکومت ائتلافی، جدایی خود را از ایالت متحده اعلام کرده بودند. این ایالت ها مخالف لغو برده برداری بودند. در سال 1860 آبراهام لینکن از سوی رادیکال‌ها به ریاست جمهوری انتخاب شد و با تفویض قدرت به او، زمینه لغو قانون برده داری فراهم شد. نه سال پس از چاپ کتاب در سال 1961 جنگ داخلی آمریکا شروع شد. پس از چهار سال جنگ و کشته شدن نیروهای بسیاری از دو طرف، سرانجام جنوبی‌ها شکست خوردند و برده‌ها آزاد شدند.
از ُبعد تکنیکی و در همان زمان، بعدها منتقدان بر این داستان ایرادهایی گرفتند؛ از جمله گفتند که داستان در توصیف سختی زندگی سیاه پوست ها مبالغه کرده یا از سایر کتب مشهور تقلید کرده است. البته کتاب از نظر تکنیکی ایرادهایی دارد، اما این نارسایی‌ها برای کسانی که آن را خواندند و شاهکار نامیدند، اهمیتی نداشت. نویسنده بعدها کتاب‌های دیگری هم نوشت، در حالی که هیچ کدام شهرت و اعتباری در حد این اثر نداشتند.

*نویسنده: محسن جلیلوند، کارشناس منابع اداره کل کتابخانه‌های عمومی استان قزوین
بيشتر
سال جهش تولید گرامیباد
میز خدمت
به یاد شهدا
بيشتر
نورسیده ها
سامانه مدیریت نظارت و ارزیابی عملکرد
ویژه همکاران
بازدید سایت
تعداد بازديد اين صفحه: 913729
تعداد بازديد کنندگان سايت: 263925003 تعداد بازديد زيرپورتال: 929238 اين زيرپورتال امروز: 1259 سایت در امروز: 75724 اين صفحه امروز: 1140
        نشانی: قزوین - بلوار مدرس - جنب نیروی انتظامی - اداره کل کتابخانه های عمومی استان قزوین کد پستی 13137-34156 تلفن: 33243767 - 33243768 -028     فاکس : 33243766 - 028
 
 .Copyright © 2015 www.qazvinpl.ir. All rights reserved